عینک

خدمتتون عرض کنم  که بنده پس از مدتها و پس از ۵ سال کار کردن و عینکهای آشغال خریدن دلمون اومد یه عینک ٢٠٠ هزاری برای خودمون بخریم که یک ماهی هم استفادشو بردیم اما یه روز در حال رانندگی که آریا خان هم روی صندلی بچه کنار ما میشینه ازم خواست که عینکو بدم اون بزنه و من هم چون دیدم آفتاب تیزه دلم سوخت و عینکو بهش دادم و اون هم خیلی طبیعی عینکو به چشش زد اما تومسیر چی شد که یهو عینکو پرت کرد سمت داشبورد ،ما رو میگی کم مونده بود بزنم کنار و یه فصل کتک بزنمشعصبانیاما همه چی به خیر گذشت فقط پیچ دستش در رفت که درستش کردیم.

شیرین کاری جدید آقا اینه که همه چیزو پرت میکنه و کلی وسایل شکستنیه مامانی و منو نیست و نابود کرده و هیچگونه تنبیهی تاثیر نداره و اگه دیدید که این وبلاگ مدتی به روز نشد بدونید ضربه مغزی شدم رفتم اون دنیا.چشمکالبته در این مورد کمی ما مقصریم چون فیلم آتش بسو پیش بچه دیدیم.نیشخندبرای فراموش کردن آریا به نظر شما باید چی کار کنم؟

/ 4 نظر / 18 بازدید
خاطرات ویژه

سلام . اتفاقا من رانندگی هایی از خانومها دیدم که چند ده تا آقارو میذاشتن گوشه جیبشون ! راستی پرت کردن وسایل رو بچه ها در این سن یاد میگیرن و کاملا عادیه . شما تنها کاری که میتونین انجام بدین چیزهای گرونقیمت مثل همون عینک رو دم دستش ندین . [چشمک]

یه دوست

سلام منم خواهر زادم همین جوریه چون مامانش شاغله از صبح تا 8 شب باماست واسه همینم تمنام وسایل خونه رو ژرت می کنه

من و زندگیم

ممنووون اتفاقا امروز اینجا بود . کلی شیطون شده واسه خودش ! [قلب] حتما عکسشو میذارم تو وبم . از نظرتون هم ممنون ... [گل][گل]

خاطرات ویژه

انشالا . راستی شما هنوز مشکلتون رو با پرتاب های قند عسلی حل نکردین ؟ [چشمک][گل][گل]