Lilypie Kids Birthday tickers قند عسلی





قند عسلی

کمی از آرتین

آرتین الان 11 ماهشه دیروز داشتند با هم بازی میکردند که یه دفعه چنان گازی از صورت اریا کند که جاش قشنگ رو صورتش موند حالا اریا هم تو هر فرصتی ارتینو انگولک میکرد و نمیتونست ببخشدش ارتین مثل دایی علی بچه خوشرو و مهربونیه و نمیدونم چرا این کار رو کرد و حدسم اینه که احتمالا دندون در نیومده اش می خاریده .

بابا ،دادا (داداش) و ما رو میگه و  از دیروز نه نه و گ گ هم میگه که نمیدونم منظورش چیه جسته گریخته دس (دست) و پا هم میگه.وقتی هم میخواد توجه اش کنیم و بغلش کنیم هی سرشو  به بالا و پایین تکون میده و  چهار دست و پا به سمت ادم میاد.

خیلی قلقلکیه و کافیه دستمون به سمت بدنش بره قهقه اش بلند میشه. مامانمو از روز اول خیلی دوست داشت و جور دیگه ای نگاهش می کنه و هر غریبه ای هم این تفاوتو متوجه میشه  و بغل هرکی(حتی من) باشه و مامانو ببینه میخواد خودشو بندازه بغلش راستی از روز سوم که بیمارستان بودیم به مامان نگاه می کرد و میخندید.

کافیه در خونه باز شه با سرعت نور خودشو به بیرون خونه میرسونه و ذوق میکنه که بیرونه.

برخلاف آریا که اصلا چای نمیخوره اون کافیه چای دستت ببینه باید حتما یه قلپ بخوره تا ولت کنه.

 خیلی از ایستادن میترسه و سریع از ترس میشینه و نمیدونم چی جوری میخواد راه بره.

فعلا

...

پيام هاي ديگران()        link        ٩:۳۳ ‎ق.ظ - پنجشنبه ۳ بهمن ،۱۳٩٢ - سیمین