Lilypie Kids Birthday tickers قند عسلی





قند عسلی

سلام

سلام دوستانم .خوب دلم برای اینجا تنگ شده بود.نمیدونم از کجا بگم اریا هر چند روز یک بار میره خونه مامان بابایش و اونجا هم تا میتونه اتیش میسوزونه .مامن بزرگش هم پاش درد میکنه و هر چی هم من از باباش میخوام کمتر ببره کو گوش شنوا....

اها اگه خدا بخواد سه روز- 4ام  تا 7 ام اردیبهشت-میریم مشهد و خوشحالم که بعد از 5.5 سال دوباره میرم اونجا.

جدیدا بعد از ظهرها یه یک ساعتی رو پیاده میرم و چون راهش طولانیه اریا رو نمی برم و امروز صبح که خواب بود  سوار ماشینش کردم تا ببرم خونه مامان گلیش.در حالت نیمه بیداری میگه مامان باز رفته پیاده روی و وقتی که گفتم نه منم پسرم کلی خوشحال شد.نمیدونم چرا از پیاده روی من ناراحته، تازه میخواستم والیبالم برم.سوال راستی سیزده به در اریا پا به پای من کوهنوردی کرد و نق نزد ولی تو زمین صاف فکر کنم حوصله اش سر میره و همش میگه خسته شدم.

تصمیم دارم غذای اب پز رو بیشتر تو برناممون بگنجونم چون  کمی سنگینی رو تو قلب و سرم حس میکنم و باید فکری کنم تا انرژی مورد نیاز اریا هم بهش برسه .

امروزم تو هوای افتابی اینجا ماشینو بردم کارواش وقتی برگشتم بارون گرفت لبخند

فعلا

 

 

...

پيام هاي ديگران()        link        ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ - چهارشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳٩۱ - سیمین