سلام علیکم
بازم از آریا عسلی بگم که هر روز صبح مجبورم ساعت 6:15 برای صبحانه بیدارش کنم تا آقا با ناز صبحونه بخوره،20 بار ازم قول بگیره که ساعت 11 برم دنبالش و موقع پیاده شدن دم مهد اخمهاش تو هم بره و قول آخری رو هم ازم بگیره و بره داخل تا باز من ساعت 11:30 برم دنبالش که باز با اخمش مواجه شم و اینکه چرا دیر رفتم و یه جایزه ای که مجبورم میکنه واسش بخرم.:)
ولی مهد رفتنش خوبی هایی هم داشته که مهم ترینش اینه که:
1-ساعت 9 تا 10 میخوابه در حالیکه قبلا تا 12 بیدار بوده.
2-ما هم به خاطر اون صبحانه میخوریم که قبلا نمی خوردیم.
3- نصف غذاشو خودش میخوره در حالیکه قبلا همشو بایستی من بهش می دادم.
4- دوست های جدید پیدا کرده .
5-شعر و زبان و نقاشی یاد گرفته و میگیره.
از بدیهای مهد هم بگم که مهم ترینش موارد زیره:
1-حجم غذاش کمتر شده.
2-تا سرماخوردگیش خوب میشه دوباره مریض میشه که امیدوارم تا چند ماه دیگه حل شه.
3-برای جایزه خیلی گیر میده.
4-دلم براش میسوزه که ساعت 6:30 بیدارش میکنم.
دیگه اینکه برای تنبلیم برای گذاشتن عکسها شرمنده ام وبس